در اپیزودهای گذشته چند بار این اندیشه را مرور کردیم که برای انسان دینی، زندگی در یک مکان فقط به معنای «آنجا بودن» نیست. انسان صرفاً با ورود به فضایی جدید، زندگی در آن را آغاز نمیکند؛ آن فضا ابتدا باید به «جهان» تبدیل شود: نظم بگیرد، مرکز پیدا کند، از آشوب جدا شود و به نحوی با امر قدسی پیوند برقرار کند.
در اپیزود هفتم، «شهر ـ کیهان»، دیدیم که شهر میتواند جهانی نظمیافته و مرزبندیشده باشد و هر نیرویی که آن را تهدید کند، در تخیل دینی با بازگشت آشوب پیوند بخورد.
میرچا الیاده در بخش هشتم از فصل نخست کتاب «امر قدسی و امر نامقدس»، همین اندیشه را در نسبت با خانه و سکونتگاه انسانی بررسی میکند. او میخواهد تفاوت نگاه انسان دینی و انسان غیردینی را به خانه و محل زندگی نشان دهد و برای آغاز، به برداشتی میپردازد که برای ما بسیار آشناست: نگاه مدرن به خانه.
خانه؛ «ماشینی برای زیستن»
در جهان مدرن، بهویژه در جامعهٔ صنعتی، خانه پیش از هر چیز فضایی کاربردی است؛ جایی برای خوابیدن، استراحت کردن، کار کردن، بازگشتن از کار و آماده شدن برای ادامهٔ زندگی روزمره.
الیاده در اینجا از تعبیر مشهور لوکوربوزیه، معمار مدرن، استفاده میکند:
خانه «ماشینی برای زیستن» است.
این تعبیر برای بحث او اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که در چنین نگاهی، خانه میتواند در کنار دیگر ابزارها و ماشینهای زندگی قرار بگیرد. همانطور که انسان ممکن است دوچرخه، یخچال یا اتومبیل خود را عوض کند، میتواند «ماشین زیستن» خود را نیز تغییر دهد: از خانهای به خانهٔ دیگر برود، شهر دیگری را برای زندگی انتخاب کند یا محل سکونتش را بهکلی تغییر دهد.
برای نزدیکتر کردن این بحث به تجربهٔ امروز خودمان، میتوانیم به معیارهایی فکر کنیم که معمولاً هنگام انتخاب خانه در نظر میگیریم:
- قیمت مناسب؛
- نزدیکی به محل کار یا مدرسه؛
- متراژ و نور؛
- امنیت؛
- آسانسور و پارکینگ؛
- و دسترسی و رفتوآمد آسانتر.
این مثالها از خود الیاده نیستند و فقط برای ملموستر شدن تفاوتی مطرح میشوند که او دربارهاش سخن میگوید. همهٔ این معیارها مهماند، اما در چنین نگاهی، خانه بیش از هر چیز بر اساس کارکردش ارزش پیدا میکند؛ فضایی که به انسان امکان میدهد زندگی روزمرهٔ خود را اداره کند.
برای انسان دینی، اما خانه فقط ابزار زندگی، سقفی بالای سر یا محلی برای خوابیدن و غذا خوردن نیست.
خانه میتواند یک جهان باشد.
خانه بهمثابه تصویر جهان
اینجا دوباره به مفهومی بازمیگردیم که در اپیزودهای قبل با آن آشنا شدیم: imago mundi، یعنی «تصویر جهان».
برای انسان دینی، خانه میتواند در مقیاسی کوچکتر ساختار خود کیهان را بازنمایی کند. بنابراین، ساختن خانه یا ساکن شدن در یک مکان فقط تصمیمی عملی نیست. از نگاه الیاده، انتخاب محل سکونت، چه برای یک جامعه و چه برای یک فرد، تصمیمی حیاتی و وجودی است؛ زیرا انسان در واقع جهانی را انتخاب میکند که میخواهد در آن زندگی کند.
البته انتخاب آن جهان کافی نیست؛ انسان باید آن را بسازد.
اینجاست که عنوان این بخش معنای خود را پیدا میکند: بهعهده گرفتن آفرینش جهان.
وقتی انسان خانه یا سکونتگاه خود را میسازد، در مقیاس انسانی کاری را تکرار میکند که خدایان در آغاز انجام دادهاند. خدایان جهان را آفریدهاند و انسان نیز جهانی کوچکتر برای خود میسازد.
پس خانهسازی فقط معماری، شهرسازی یا ساختوساز نیست؛ در منطق دینی، میتواند تکرار آفرینش باشد. موضوع تنها داشتن سرپناه نیست، بلکه این است که انسان چه جهانی را برای زندگی خود انتخاب میکند، چه جهانی میسازد و مسئولیت چه جهانی را بر عهده میگیرد.
در این نگاه، خانه یک شیء ساده یا فقط «ماشینی برای زیستن» نیست؛ یک جهان است.
سکونتگاه چگونه به کیهان تبدیل میشود؟
الیاده میگوید در جوامع سنتی، سکونتگاه به همین دلیل نوعی فرایند تقدیس را از سر میگذراند. تفاوتی ندارد با جامعهای شکارچی روبهرو باشیم، دامدار یا کشاورز، یا جامعهای که به تمدن شهری رسیده باشد؛ در همهٔ این موارد، سکونتگاه میتواند جنبهای مقدس پیدا کند.
دلیل آن روشن است: سکونتگاه برای انسان دینی تصویر جهان است و جهان آفریدهٔ خدایان. پس اگر خانه، روستا یا شهر قرار است واقعاً «جهان ما» باشد، باید به نحوی با همان آفرینش نخستین پیوند پیدا کند.
الیاده دو شیوهٔ اصلی را برای این کار از یکدیگر جدا میکند؛ دو راه که یک قلمرو یا خانه از طریق آنها به کیهان تبدیل میشود و ارزش imago mundi پیدا میکند.
راه نخست؛ مرکز و محور جهان
راه نخست همان چیزی است که در اپیزودهای گذشته با آن آشنا شدیم: فضا از یک مرکز سامان پیدا میکند. برای نمونه، در یک روستا ممکن است چهار جهت اصلی از نقطهای مرکزی مشخص شوند. بار دیگر با همان الگوی آشنا روبهرو میشویم:
- مرکز؛
- چهار جهت؛
- و تبدیل فضایی بیشکل به جهانی سامانیافته.
در خانه نیز این کیهانیکردن فضا میتواند با برپا کردن نمادین axis mundi، یعنی «محور جهان»، انجام شود: ستونی مرکزی، تیرکی مقدس، درختی نمادین یا هر چیزی که نقش پیوند میان زمین و آسمان را بر عهده داشته باشد.
در چنین ساختاری، خانه در مقیاسی کوچکتر از الگوی کیهان پیروی میکند.
الیاده نمونههایی از مردمان نواحی قطبی آمریکای شمالی و آسیای شمالی میآورد که در سکونتگاههایشان تیرکی مرکزی وجود دارد. این تیرک با محور جهان یا درخت کیهانی همانند دانسته میشود. آسمان همچون خیمهای عظیم تصور میشود که ستونی آن را نگاه داشته است و ستون خانه، در مقیاس انسانی، همان نقش ستون کیهانی را تکرار میکند: زمین را به آسمان پیوند میدهد.
روزنهٔ یورت؛ راهی به سوی آسمان
خانهها همیشه ساختاری یکسان ندارند و نماد محور جهان نیز لزوماً به شکل یک ستون ثابت باقی نمیماند.
الیاده از دامداران آسیای مرکزی سخن میگوید. هنگامی که خانههای مخروطیِ دارای ستون مرکزی جای خود را به یورت میدهند، معنای نمادین ستون از میان نمیرود؛ بلکه به بخش دیگری از خانه منتقل میشود: روزنهٔ بالای سقف، همان جایی که دود از آن خارج میشود.
این روزنه فقط بخشی کاربردی از خانه نیست؛ در نمادپردازی دینی میتواند راهی به سوی بالا باشد، راهی که خانه را به آسمان متصل میکند. در برخی از این سنتها، درخت یا تیرکی که از این روزنه بیرون میآید، همچون نردبانی به سوی آسمان تصور میشود.
بار دیگر با اندیشهای روبهرو میشویم که از آغاز این فصل همراه ما بوده است: برای انسان دینی، جهان قابل سکونت باید به سوی بالا گشوده باشد و امکان ارتباط با امر متعالی را فراهم کند. اکنون این الگو را نه فقط در معبد و شهر، بلکه در خود خانه نیز میبینیم.
خانهٔ جدید؛ نمونهای نزدیک به تجربهٔ ما
برای نزدیکتر کردن بحث به تجربهٔ خودمان، میتوانیم به احساسی فکر کنیم که ورود به خانهای جدید در ما برمیانگیزد. جزئیات این مثال از خود الیاده نیست و از تجربهای آشنا در فرهنگ خودمان برای روشنتر شدن بحث استفاده میکنیم.
امروز نیز، حتی اگر نگاهی دینی به خانه نداشته باشیم، ورود به خانهٔ نو را همیشه جابهجایی سادهای تلقی نمیکنیم. خانهٔ تازه برای بسیاری از ما به معنای آغازی تازه، فصلی جدید در زندگی، نظمی نو و شاید امید به زندگیای متفاوت است.
به همین دلیل، گاهی ورود به خانهٔ جدید با کارهایی همراه میشود که آن را از جابهجایی معمولی متمایز میکنند:
- مهمانی میگیریم و دیگران را دعوت میکنیم؛
- شیرینی میدهیم؛
- گاهی دعا میخوانیم؛
- قرآن به خانه میبریم؛
- یا اسپند دود میکنیم.
هرکس بنا بر باور یا عادت خود، به شکلی ورود به خانهٔ جدید را به یک «آغاز» تبدیل میکند. اینها نمونههایی هستند که برای ملموستر شدن بحث مطرح کردهایم و الیاده در این بخش آنها را فهرست نمیکند.
بااینحال، خود او نیز اشاره میکند که حتی در جوامع مدرن و تا حد زیادی قداستزدوده، شادی و جشن رفتن به خانهای جدید هنوز چیزی از معنای کهن «آغاز یک زندگی نو» را در خود حفظ کرده است. حتی اگر کسی آیین خاصی انجام ندهد، تعبیرهایی مانند «شروع یک زندگی تازه»، «فصل تازهٔ زندگی» یا «شروع دوباره» همچنان برای ما آشناست.
همین احساس کمک میکند بهتر بفهمیم الیاده از چه سخن میگوید. در نگاه انسان دینی، رفتن به خانهای جدید واقعاً میتواند چیزی شبیه آغاز جهانی نو باشد؛ زیرا خانه فقط یک آدرس جدید نیست، جهانی است که انسان قرار است در آن زندگی کند.
راه دوم؛ تکرار کردار خدایان
الیاده از راه دیگری نیز برای تقدیس سکونتگاه سخن میگوید؛ راهی که ما را مستقیماً به بحث اپیزود بعد میرساند.
تا اینجا دیدیم که خانه یا روستا میتواند با مرکز، جهتها و محور جهان، ساختار کیهان را تکرار کند. اما گاهی انسان در خود آیین ساختن، کردار خدایان هنگام آفرینش جهان را بازسازی میکند.
اینجا مسئله پیچیدهتر میشود؛ زیرا همهٔ روایتهای کیهانزایی آرام و بیحادثه نیستند. در برخی اسطورهها، آفرینش با نبرد، مرگ، قربانی یا ازهمگسیختن موجودی آغازین همراه است؛ همان الگویی که رد آن را در اپیزود گذشته و در نبرد خدایان با اژدهای آشوب دیدیم.
اگر انسان هنگام ساختن جهان خود، کار خدایان را تکرار میکند، پرسشی مهم پیش میآید: وقتی آفرینش در یک اسطوره با مرگ یا قربانی همراه بوده است، تکرار آن هنگام ساختن خانه یا شهر چه شکلی پیدا میکند؟
الیاده در این بخش فقط این پرسش را مطرح میکند و بحث اصلی را برای بخش بعد نگه میدارد. پس ما نیز فعلاً از آن جلوتر نمیرویم.
آنچه برای این اپیزود اهمیت دارد، اصل مشترکی است که در هر دو شیوه دیده میشود:
سکونتگاه فقط مکانی درون جهان نیست؛ خودش باید به یک جهان تبدیل شود.
خانه، روستا و شهر هر سه میتوانند تصویر کیهان باشند. به همین دلیل، ساختن آنها فقط عملی فنی یا اقتصادی نیست؛ برای انسان دینی میتواند عملی نمادین و حتی دینی، و نوعی تکرار آفرینش باشد.
انسان با ساختن خانه فقط دیوارها را بالا نمیبرد؛ مرکز تعیین میکند، به فضا جهت میدهد، آن را سامان میبخشد و جهانی برای زندگی خود میسازد.
میتوان تفاوت دو نگاه را بهسادگی چنین بیان کرد:
در نگاه مدرن، خانه میتواند «ماشینی برای زیستن» باشد؛ اما در نگاه انسان دینی، خانه «جهانی برای زیستن» است.
جمعبندی اپیزود هشتم
در این اپیزود دیدیم که الیاده میان نگاه مدرن و نگاه دینی به خانه تفاوتی عمیق قائل میشود. در نگاه مدرن، خانه میتواند پیش از هر چیز فضایی کاربردی و محلی برای ادامه دادن زندگی روزمره باشد؛ یا به تعبیر لوکوربوزیه، «ماشینی برای زیستن».
اما برای انسان دینی، خانه فقط ابزار یا سرپناه نیست؛ جهانی کوچک و یک imago mundi، یعنی تصویری از کیهان است.
بنابراین، سکونت در یک مکان فقط به این معنا نیست که انسان جایی را برای ماندن انتخاب کرده باشد. او جهانی را انتخاب میکند که قرار است در آن زندگی کند و با ساختن خانه یا سکونتگاه، مسئولیت ساختن و سامان دادن به همان جهان را نیز بر عهده میگیرد.
ازاینرو، ساختن خانه میتواند به شکلی نمادین تکرار آفرینش باشد: گاهی با تعیین مرکز و برپا کردن محور جهان و گاهی با تکرار آیینی کردارهای آفرینش. همین راه دوم است که ما را به بحث بعدی میرساند.
در این اپیزود فقط مسیر اصلی استدلال الیاده و چند نمونهٔ منتخب را دنبال کردیم. او در متن کتاب نمونهها و جزئیات بیشتری دربارهٔ ساختار سکونتگاهها، تیرکهای مرکزی، یورتها، محور جهان و شیوههای گوناگون تقدیس خانه مطرح میکند.
برای آشنایی کاملتر با این نمونهها و ظرافتهای بحث، پیشنهاد میکنیم بخش «بهعهده گرفتن آفرینش جهان» از کتاب «امر قدسی و امر نامقدس» را نیز مطالعه کنید.
در اپیزود بعدی چه خواهیم شنید؟
در پایان این بخش، پرسشی مهم باقی میماند: اگر ساختن خانه یا شهر تکرار آفرینش جهان است و اگر در برخی اسطورهها خود آفرینش با مرگ یا قربانی همراه بوده، این الگو در ساختن یک بنا چه شکلی پیدا میکند؟
چرا در بعضی فرهنگها ساختن خانه، معبد یا شهر با چیزی به نام «قربانی ساختوساز» پیوند خورده است؟
در اپیزود بعد، به سراغ بخش «کیهانزایی و قربانی ساختوساز» میرویم و همین پرسش را دنبال میکنیم.
شنیدن پادکست در سایر پلتفرمها
علاوه بر پخشکنندهٔ موجود در ابتدای این صفحه، میتوانید اپیزودهای پادکست «امر قدسی و امر نامقدس» را در پلتفرمهای زیر نیز بشنوید و دنبال کنید: