امر قدسی و امر نامقدس

اپیزود اول: فضای مقدس و مقدس شدن جهان

در بخش اول از فصل نخست کتاب «امر قدسی و امر نامقدس»، میرچا الیاده بحث خود را با مفهوم «فضای مقدس» آغاز می‌کند. مسئلهٔ اصلی این است که انسان دینی و انسان غیردینی، جهان و به‌ویژه فضا و مکان را به یک شکل تجربه نمی‌کنند.

برای انسان دینی، فضا یکدست و یکنواخت نیست. بعضی مکان‌ها کیفیتی متفاوت دارند و از فضای عادی پیرامون خود جدا می‌شوند. این مکان‌ها فقط نقاطی روی نقشه نیستند؛ بلکه می‌توانند به سرچشمهٔ معنا، نظم و جهت در جهان تبدیل شوند.

تفاوت فضا و مکان در تجربهٔ انسان

الیاده از «فضا» سخن می‌گوید، اما ما معمولاً فضا را به شکلی انتزاعی تجربه نمی‌کنیم. زندگی ما در مکان‌های مشخصی جریان دارد: خانه، شهر، خیابان، زادگاه، محل عبادت یا نقطه‌ای که خاطره و معنای خاصی برایمان پیدا کرده است.

به همین دلیل، بحث دربارهٔ فضا خیلی زود به بحث دربارهٔ مکان‌های متمایز و معنادار می‌رسد. برای انسان دینی، همهٔ این مکان‌ها کیفیت یکسانی ندارند. بعضی از آن‌ها از فضای معمولی جدا می‌شوند و جایگاهی مقدس پیدا می‌کنند.

الیاده برای توضیح این تفاوت، به داستان موسی در عهد عتیق اشاره می‌کند؛ آنجا که خداوند به موسی می‌گوید:

«بدین‌جا نزدیک مشو؛ کفش‌هایت را از پا درآور، زیرا جایی که بر آن ایستاده‌ای، زمینی مقدس است.»

ممکن است این زمین از نظر ظاهری با زمین‌های اطراف تفاوتی نداشته باشد، اما برای انسان دینی دیگر مکانی معمولی نیست. چیزی در آنجا آشکار شده و همین ظهور، آن مکان را از دیگر مکان‌ها جدا کرده است.

هیه‌روفانی چیست؟

الیاده برای ظهور یا آشکارشدن امر قدسی در جهان، اصطلاح «هیه‌روفانی» (Hierophany) را به کار می‌برد.

هیه‌روفانی زمانی رخ می‌دهد که یک مکان، شیء یا پدیده حامل معنایی شود که از سطح زندگی روزمره فراتر می‌رود. آن مکان همچنان از نظر مادی بخشی از همین جهان است، اما در تجربهٔ انسان دینی کیفیت دیگری پیدا می‌کند.

محل‌های عبادت مانند مسجد، کلیسا، کنیسه و معبد نمونه‌های شناخته‌شده‌ای از فضای مقدس‌اند. در فرهنگ خودمان نیز می‌توان از حرم‌ها، امامزاده‌ها، حسینیه‌ها و مکان‌های زیارتی نام برد. گاهی حتی یک درخت، چشمه، سنگ یا سقاخانه برای مردم معنایی خاص پیدا می‌کند.

افراد در برابر چنین مکان‌هایی رفتار متفاوتی دارند. ممکن است آرام‌تر سخن بگویند، کفش‌هایشان را درآورند، دعا کنند، شمع روشن کنند، نذر کنند یا فقط برای چند لحظه درنگ کنند. این تغییر رفتار نشان می‌دهد که آن‌ها دیگر با یک نقطهٔ جغرافیایی معمولی روبه‌رو نیستند.

مکان مقدس چگونه به جهان جهت می‌دهد؟

بحث الیاده فقط این نیست که بعضی مکان‌ها مهم‌تر یا محترم‌تر از مکان‌های دیگرند. از نگاه او، مکان مقدس می‌تواند برای انسان دینی به نقطه‌ای تبدیل شود که جهان از آنجا معنا و جهت پیدا می‌کند.

برای تصور این وضعیت، می‌توان انسانی را در دشتی وسیع و بی‌نشانه در نظر گرفت. تا زمانی که هیچ نقطهٔ متمایزی وجود ندارد، همه‌جا شبیه هم است و تشخیص مرکز یا جهت دشوار می‌شود. اما اگر نقطه‌ای مشخص برای آن فرد معنا پیدا کند، می‌تواند به مبدأ جهت‌یابی او تبدیل شود.

البته هر درخت، سنگ یا چشمه‌ای خودبه‌خود مقدس نیست. یک مکان زمانی معنای دینی پیدا می‌کند که نشانه‌ای از ظهور امر قدسی باشد؛ یعنی چیزی در آن آشکار شده باشد که آن نقطه را از فضای پیرامونش جدا کند.

از آن لحظه به بعد، مکان مقدس فقط جایی متفاوت نیست؛ بلکه می‌تواند به «مرکز» جهان انسان دینی تبدیل شود. جایی که جهان از آنجا نظم، معنا و استواری پیدا می‌کند.

مفهوم مرکز در تجربهٔ دینی

مفهوم «مرکز» یکی از مهم‌ترین موضوعات فصل نخست کتاب است. انسان دینی برای آنکه بتواند جایگاه خود را در جهان پیدا کند، به نقطه‌ای مرکزی نیاز دارد. اگر همه‌جا یکسان، بی‌تمایز و بدون جهت باشد، جهان برای او به فضایی ناشناخته و بی‌سامان تبدیل می‌شود.

ظهور امر قدسی این یکنواختی را از میان می‌برد. نقطه‌ای را از سایر نقاط جدا می‌کند و به انسان امکان می‌دهد نسبت خود را با جهان مشخص کند.

برای مسلمانان، مکه و کعبه چنین جایگاهی دارند. قبله فقط یک جهت جغرافیایی نیست. مسلمان در هر نقطه‌ای از جهان، با روکردن به سوی قبله، نسبت خود را با مرکزی مقدس تنظیم می‌کند. به این ترتیب، جهان دیگر فضایی کاملاً بی‌جهت و یکنواخت نیست.

الیاده حتی یک گام جلوتر می‌رود و پیداشدن این مرکز را به بنیاد نهادن جهان پیوند می‌دهد. از نگاه او، انسان برای زندگی‌کردن در جهان، ابتدا باید آن را به جهانی معنادار، منظم و قابل‌سکونت تبدیل کند. این جهان از نقطه‌ای آغاز می‌شود که امر قدسی در آن ظهور کرده است.

آیا فضای انسان غیردینی کاملاً یکنواخت است؟

انسان غیردینی نمی‌خواهد جهان را بر اساس تقسیم‌بندی مقدس و نامقدس تجربه کند. از نگاه او، فضا در اصل خنثی و یکنواخت است و هیچ مکانی ذاتاً مقدس‌تر از مکان دیگر نیست.

بااین‌حال، الیاده به نکته‌ای ظریف اشاره می‌کند: حتی انسان غیردینی نیز معمولاً نمی‌تواند تمام مکان‌ها را کاملاً یکسان و بی‌تفاوت تجربه کند.

زادگاه، خانهٔ کودکی، محله‌ای قدیمی یا مکانی که نخستین عشق، شادی، فقدان یا اتفاقی سرنوشت‌ساز در آن رخ داده است، با مکان‌های دیگر تفاوت دارد. چنین جاهایی ممکن است به معنای دینی مقدس نباشند، اما معمولی هم نیستند. آن‌ها بار عاطفی و هویتی پیدا کرده‌اند و به بخشی از زندگی فرد تبدیل شده‌اند.

الیاده این نقاط را «مکان‌های مقدسِ دنیای خصوصی فرد غیردینی» می‌نامد. بنابراین، حتی در یک زندگی نامقدس نیز بعضی مکان‌ها از فضای یکنواخت اطراف خود جدا می‌شوند و کیفیتی ممتاز پیدا می‌کنند.

تفاوت در سرچشمهٔ این تمایز است: برای انسان دینی، مکان به دلیل ظهور امر قدسی متمایز می‌شود و به جهان نظم می‌دهد؛ اما برای انسان غیردینی، این تمایز بیشتر از خاطره، عاطفه، هویت و تجربه‌های شخصی سرچشمه می‌گیرد.

مکان فقط نقطه‌ای روی نقشه نیست

نکتهٔ اصلی این بخش آن است که مکان تنها یک موقعیت جغرافیایی نیست. یک مکان می‌تواند از دل فضای عادی جدا شود، معنا پیدا کند و برای انسان دینی به مرکز جهان تبدیل شود؛ جایی که جهان از آن نظم، جهت و استواری می‌گیرد.

این بخش، مقدمه‌ای برای بحث‌های گسترده‌تر فصل اول است. الیاده در ادامه، مفهوم مکان مقدس را به معبد، خانه، شهر، کیهان و شیوهٔ سکونت انسان روی زمین پیوند می‌دهد. برای دنبال‌کردن مسیر کامل این بحث و آشنایی با نمونه‌ها و جزئیات بیشتر، پیشنهاد می‌کنیم این بخش از کتاب را نیز مطالعه کنید.

در بخش بعدی چه خواهیم شنید؟

این پرسش همچنان باقی است: انسان چگونه متوجه می‌شود که مکانی مقدس است؟ آیا همیشه باید تجلی آشکار و بزرگی رخ دهد یا گاهی یک نشانهٔ کوچک نیز می‌تواند از حضور امر قدسی خبر بدهد؟

در بخش دوم از فصل اول، با عنوان «تجلیات الهی و نشانه‌ها»، میرچا الیاده به همین پرسش‌ها می‌پردازد و نقش نشانه‌ها را در کشف و انتخاب مکان مقدس بررسی می‌کند.

شنیدن پادکست در سایر پلتفرم‌ها

علاوه بر پخش‌کنندهٔ موجود در ابتدای این صفحه، می‌توانید اپیزودهای پادکست «امر قدسی و امر نامقدس» را در پلتفرم‌های زیر نیز بشنوید و دنبال کنید:

اگر خدایان نیز پس از آفرینش جهان پدید آمده‌اند، پس چه کسی جهان را آفرید؟

ریگ‌ودا، ماندالای دهم، سرود ۱۲۹